اين هم تمام شد ...
نمايش امشب بايد بميرم! هم روز جمعه ۲۶ خرداد به اجرای خود خاتمه داد.
عوامل نمايش:
نويسنده و کارگرذان: نصراله قادری، مدير هنری: قدير عيدی زاده
طراح لباس: بهيه خوشنويسان، طراح صحنه: مهدی سعيدی، آهنگساز: حميدرضا فلاحی
بازيگران:
انوشيروان ارجمند، بهار ارجمند، محبوبه بيات، اشکان جنابی، معصومه کريمی، محمود هنديانی و شهراد وثوقی
علی محمدصادق ـ رضا صورتی ـ سيدمهدی باقدم ـ علیرضا مهدیزاده
.......................
اين هم چند عکس از اجرا
اين عکس ها از سايت ايران تئاتر گرفته شده و عکاس آن خانم رئوفه رستمی است.


اين ها هم عکس های علی اوغازيان و متعلق به سايت مرکز عکس تئاتر است.
دو نمايش از بکت
اين دو نمايش که يکی آخرين نوار کراپ و ديگری بازی بودند روزهای سه شنبه و چهارشنبه در پلاتوی مرکزی دانشکدهی سينما و تئاتر اجرا شدند. (اما با چه مصائبی بماند!)
در اين اجرا امين سقطچی، الهام حيدری،غزل ميرزائی و حسين اميدی بازی می کردند.
برای ديدن عکس های اجرا به خانم گلاره خوش گذران حقيقی سری بزنيد!
غيبت کبری!...
بالاخره بعد از اين غيبت کبری مبادرت به آپديت کردن می ورزم!
از اخبار جديد اين که بنده در حال بازی در نمايش امشب بايد بميرم به کارگردانی نصراله قادری می باشم. اين نمايش از يکشنبه سی و يکم ارديبهشت در تالار چهارسوی تئاتر شهر روی صحنه رفته است. و هر شب جز شنبه ها ساعت ۱۹ اجرا می شود.
ديگر اينکه در حال آماده کردن دو نمايش از بکت برای اجرا در پلاتوی مرکزی دانشکده سينما و تئاتر هستم. آخرين نوار کراپ و بازی. اين دو نمايش هم به طور همزمان در روزهای ۱۶ و ۱۷ خرداد اجرا خواهد شد. در پست های بعدی بيشتر راجع بهش توضيح می دهم.
فعلا خداحافظی!
نکبت ...
...
”اگه روزی منحصرا برای من داستان بنويسين بی اندازه خوشحال میشم. من عاشق مطالعهم.“
به او گفتم که اگر بتوانم حتما مینويسم. گفتم که خيلی پرکار نيستم.
”لازم نيست دور و دراز باشه، همينقدر که بچگانه و چرند و پرند نباشه کافیيه.“ فکری کرد و گفت: ”من داستانهايی رو میپسندم که درباره نکبت باشن.“
سرم را جلو بردم و گفتم: ”درباره چی؟“
”نکبت. من بی اندازه به نکبت علاقه دارم.“
...
قسمتی از داستان تقديم به ازمه با عشق و نکبت نوشتهی جی.دی.سلينجر ترجمهی احمد گلشيری
شايد يک روز اين داستان نمايشنامه شد و شايد روز ديگری توسط بنده به روی صحنه رفت! آدم که از فردای خودش خبر نداره که!
هوم؟...
فعلا نوشتنم نمياد!
يک سايت باحال پيدا کردم دو تا لينک ازش می ذارم فعلا حال کنين تا بعد ...!
و اين
فعلا ...
عادل ها روی صحنه رفت ...
نمايش عادل ها از روز چهارشنبه ۲۶ بهمن در تالار اصلی تئاترشهر به روی صحنه رفت.
نويسنده: آلبر کامو مترجم، طراح و کارگردان: قطب الدين صادقی
بازيگران: کاظم هژير آزاد ـ محبوبه بيات ـ هوشنگ قوانلو ـ شمسی صادقی ـ امير يل ارجمند ـ اشکان جنابی ـ عباد نظری ـ محمدرضا ميرحسينی ـ جاويد صحنه
آهنگساز: فرزاد ورزنده آذر طراح صحنه و لباس: قطب الدين صادقی
دستيار لباس: ميترا کارخانه دستيار صحنه: جاويد صحنه
دستياران کارگردان: رهام مخدومی ـ اميرحسين غفاری
مدير صحنه: مهدی کمالی منشی صحنه: لادن عليزاده
عکس: اختر تاجيک ـ حسن طاهری ـ علی اوغازيان
ساخت مجسمه: عادله چراغی طراح پوستر و بروشور: اشکان جنابی
طراح چهره پردازی: بهمن صنيعی طراح نور: ميکائيل نجفی
اجرای نور: رضا خضرايی اجرای صدا: خسرو محمودی
مدير اجرا: منصوره جوهری تدارکات: محمود قمصری
((گروه تئاتر هنر))
اين نمايش هر روز بجز شنبه ها ساعت ۱۹ در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه می رود.
عکس های عادل ها ...
.jpg)
.jpg)
.jpg)
اين عکس ها از سايت ايران تئاتر گرفته شده.
عادل ها می آيند ...
نمايش عادل ها نوشتهی آلبر کامو به کارگردانی دکتر قطب الدين صادقی در بيست و چهارمين جشنوارهی بين المللی تئاتر فجر، روز دوشنبه سوم بهمن، در ساعتهای ۳۰/۱۸ و ۲۱ در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه می رود.
بازيگران اين نمايش به ترتيب ورود:
کاظم هژير آزاد (آننکوف)
شمسی صادقی (دورا)
اميريل ارجمند (استپان)
محمدرضا ميرحسينی (وينوف)
اشکان جنابی (کاليايف)
جاويد صحنه (نگهبان)
هوشنگ قوانلو (فوکا)
عباد نظری (اسکوراتف)
محبوبه بيات (گراندوشس)
پرسش بنيادين ...
در هفتهی گذشته اتفاقی افتاد که باعث شد پرسشی بنيادين در ذهن زيبای ما به جفتک زدن مبادرت نمايد! و آن اين که نمايش جولی نوشتهی جناب آقای ديويد مامت در بازبينی اوليهی جشنواره تئاتر دانشگاهی مردود شناخته شد!
بازبين های محترم جناب آقای دکتر سعيد کشن فلاح ، سرکار خانم دکتر شيرين بزرگمهر و جناب آقای دکتر حسين فرخی بودند که با تلاشی قابل تقدير سعی نمودند با عنايت به آخرين تحولات تئاتر در غرب و شرق و با دقتی ميلی متری و موشکافانه نمايش های شايسته حضور در جشنواره را به سرمنزل مقصود رهنمون نمايند.
جای بسی تاسف است که نمايش فوق الذکر در اين ليست جايی به خود اختصاص نداد! شنيده ها حاکی از آن است که گروه بازبينی کار را بی محتوا ارزيابی کرده اند!
حالا اين پرسش بنيادينی که بنده را ول نمی نمايد اين است که آيا من هيچی نمی فهمم يا بلعکس؟
به کسی كه به اين پرسش جواب دهد اجازهی عبور از دروازهی تبس داده خواهد شد.
من باز هم اومدم ...
اولين نکته اين که قريب به دو ماه می شه که بنده مبادرت به وبلاگيدن نکرده ام و اين رو هم می دونم که همگی شما خوانندگان عزيز در اين مدت مرارت های بی شماری رو متحمل شده و کلی غصه خورده ايد!
دومين نکته اين که من حالا برگشتم و دارم اين مطلب رو پست می نمايم!
نکتهی سوم اين که بنده ديگر راجع به کارهايی که می خوام انجام بدم چيزی نخواهم نگاشت - چون هيچکدوم عملی نمی شن متعاقبا بنده ضايع می شم- بلکه راجع به کارهايی که در حال انجام آن ها می باشم خواهم نگاشت!
نکتهی چهارم آن که بنده در حال حاضر دارم نمايش جولی نوشتهی جناب آقای ديويد مامت رو برای جشنواره دانشگاهی آماده می کنم و ديگر اين که مشغول بازی در نمايش عادل ها نوشتهی جناب آقای آلبر کامو به کارگردانی دکتر قطب الدين صادقی می باشم!
نکتهی پنجم : خداحافظی!
